الشيخ علي اكبر النهاوندي
284
العبقري الحسان في أحوال موالانا صاحب الزمان ( ع )
كردند كه با اهل شهر پياده و پابرهنه نزد ادريس برود . پس به اين حالت آمدند و با خضوع و شكستگى نزد ادريس ايستادند و استدعا كردند ، او دعا كند تا خدا بر ايشان باران بباراند . پس قبول كرد و از خدا طلبيد كه بر آن شهر و نواحى آن باران بفرستد . آنگاه ابرى بر بالاى سرشان بلند و رعد و برق از آن ظاهر شد و در همان ساعت بر ايشان باريد . به حدّى كه گمان كردند غرق خواهند شد و زود خود را به خانههايشان رساندند . دفع اشكال و رفع اعضال علّامه مجلسى رحمه اللّه بعد از نقل اين خبر در حيات القلوب مىفرمايد : مترجم گويد : چون دلايل عصمت انبيا گذشت ، بايد امر كردن حق تعالى به ادريس براى دعاى باران بر سبيل حتم و وجوب نباشد ، بلكه بايد بر سبيل تخيير و استحباب بوده باشد . نيز غرض آن حضرت از تأخير دعا و طلبيدن قوم بر سبيل تذلّل ، براى طلب رفعت دنيوى و انتقام كشيدن براى غضب نفسانى نبود ، بلكه به جهت غضب مقرّبان درگاه الهى بر ارباب معاصى براى خداست و بسا باشد كه ايشان از شدّت محبّت الهى بر متمرّدان اوامر و نواهى حق تعالى ، زيادتر از جناب مقدّس الهى غضب كنند ، زيرا وسعت رحمت و عظمت حلم الهى را ندارند و مشاهدهء مخالفت پروردگار را تاب نمىآورند ، با اينكه اينها عين شفقت و مهربانى نسبت به آن قوم بود كه متنبّه شوند و ديگر در مقام طغيان و فساد درنيايند و مستحقّ عقوبت خدا نشوند . « 1 » [ غيبت حضرت نوح ] 3 صبيحة سوّمين حجّت الهى كه طايفهاى از مردم در زمان غيبت او به ظهور و وجود او متمنّى و مترصّد انتظار فرج خود بودند ؛ حضرت نوح عليه السّلام است ، چرا كه فرزندان شيث ،
--> ( 1 ) . بحار الانوار ، ج 11 ، ص 276 - 271 .